گفتوگوی مثلث با حسین کمالی
روحانی جایگزین هاشمی میشود؟
فوت آیتالله هاشمیرفسنجانی چه تاثیری بر عرصه سیاسی کشور گذاشت و بعد از او آیا همچنان شاهد ادامه یافتن تفکر اعتدال و میانهروی در جناحهای سیاسی هستیم یا خیر؟
بحث اعتدال منحصر و محدود به آقای هاشمی نبود. اعتدال رویهای است که در ذهن و باور خیلی از مردم و مسئولان کشور وجود دارد. شخصیت آقای هاشمی و روشی که داشت او را بهعنوان پرچمدار اعتدال مطرح کرد و در واقع صدر و نماد این حرکت قرار گرفت اما این به معنای آن نیست که دیگران در این جهت حرکت نمیکنند و باوری به این رویه ندارند. با درگذشت آقای هاشمی حرکت اعتدال و میانهروی به مسیر خود ادامه میدهد و متوقف نخواهد شد. آقای هاشمی سعی و تلاش زیادی کرد که یک جریان معتدلی را در کشور شکل دهد که از افراط و تفریط به دور باشد و منافع ملی را ملاک و معیار عمل قرار دهد تا حرکتهای علمی و منصفانه جایگزین رفتارهای تند شود.
آیا کسانی میتوانند جای آقای هاشمی را پر کنند؟
معتقدم یک مقداری زمان میبرد. آقای هاشمی یک نقش بیبدیلی داشت چون او توانسته بود با گروههای مختلف اجتماعی تعامل منطقی را برقرار کند و باعث ایجاد احساس امنیت در بخشهای مختلف جامعه شود. این مساله از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. در واقع تعامل آقای هاشمی با دولتمردان و مسئولان و مردم و گروههای مختلف اجتماعی بهگونهای بود که یک اطمینان خاطری را ایجاد میکرد. این نقشی که آقای هاشمی در این سالها داشت گروههای مختلف به او برای طرح موضوع مراجعه میکردند اما با فوت ایشان در حقیقت این موقعیت از دست رفت. معتقدم در آینده افراد دیگری هستند که بتوانند این موقعیت را به دست آورند و در این جایگاه قرار بگیرند. رسیدن به چنین موقعیت و جایگاهی نیاز به مقداری فداکاری و ایثارگری و برقراری ارتباط بیشتر با مردم دارد.
آقای هاشمی سال 92 در شکلگیری ائتلاف اصلاحات و اصولگرایان معتدل نقش کلیدی و محوری ایفا کرد؛ حرکتی که در سال 94 نیز ادامه یافت، آیا این ائتلاف بعد از فوت آقای هاشمی پایدار بماند؟
این ائتلاف بین افکار معتدل شکل گرفت و این افکار معتدل امروز نیز وجود دارند و با هم همکاری و همراهی خواهند داشت. یعنی به وجود آمدن ائتلاف به یک فرد خاص و گروه برنمیگشت. واقعیت آن است که آقای هاشمیرفسنجانی با تفکر خودشان این مجموعه را راهبری میکردند و حالا دیگرانی هم هستند که در این زمینهها صاحبنظرند و میتوانند کمک کنند و تلاش کنند تا اعتماد عمومی را به دست بیاورند و همان نقشی را که آقای هاشمی ایفا میکرد آنها چنین موقعیتی را به دست آورند اما دستیابی به چنین هدفی زحمت و زمان زیادی میبرد.
برخی معتقدند فوت آقای هاشمی مقداری ائتلاف را شکننده میکند چون از یک طرف محور وحدت بینچپها بود و باتوجه به سابقه طولانی که در انقلاب داشت خیلیها مرجعیت و محوریت او را قبول داشتند و از طرفی در ارکان حاکمیت بود و میتوانست برای این ائتلاف راهگشا باشد، نظر شما چیست؟
فوت آقای هاشمی کار ائتلاف را شکننده یا سخت نمیکند. کلا حضور ایشان برای جمعیت و گروههای مختلف نعمت بود. معتقدم بیشترین آسیب از فقدان حضور او متوجه منافع ملی و مملکت میشود. وجود آقای هاشمی برای یک نظام نعمت بود چون باتوجه به هوشیاری و تجربه و اطلاعاتی که داشت کمک زیادی به نظام و مسئولان محسوب میشد. این موقعیت الان از دست رفته است اما آن بخش که بیان میکنند اگر آقای هاشمی نباشد این ائتلاف شکننده میشود و از بین میرود قبول ندارم چون ائتلاف براساس نوع رایزنی و دیالوگی که شکل میگیرد به وجود میآید، یعنی این طور نیست که وحدت و همگرایی بدون موضوع و بدون عوامل موثره حاصل شده باشد. این همگرایی براساس مذاکره و گفتوگو با هدف وحدت ملی حاصل شده و همچنان هم ادامه خواهد یافت. البته نمیتوانیم نقش پرارزش و موثر آقای هاشمی را در صحنههای مختلف سیاسی نفی کنیم.
برخی میگویند با فوت آقای هاشمی، شرایط برای آقای روحانی و دولتش خیلی سخت میشود چون آقای هاشمی خیلی انتقادها را نسبت به دولت میتوانست مدیریت کند، نظر شما چیست؟
برای همه کسانی که از کمکهای آقای هاشمی بهرهمند میشدند یک دوره سختی را میتوان پیشبینی کرد. آقای روحانی باید نوعی روابط منطقی و درست را با گروههای مختلف سیاسی برقرار کند. هم با اصلاحطلبان و هم با اصولگراها باید ارتباط خوبی داشته باشد تا بتواند صحنه اجتماعی را مدیریت و مسائل کشور را در یک فضای تفاهم ملی حلوفصل کند. آقای روحانی امروز بیش از همه به وحدت و همدلی ملی نیازمند است و خودش هم میتواند در این مسیر بسیار موثر واقع شود.
آیا در انتخابات سال 96 فقدان حضور آقای هاشمی به ضرر آقای روحانی تماممیشود یا خیر؟
آقای هاشمی یک تفکر است و این فکر و عقیده ادامه خواهد یافت و متوقف نمیشود. آقای هاشمی با راهنماییهایی که انجام میداد افراد و گروههای مختلف را حمایت و هدایت میکرد تا مشکلات جامعه حل شود و نگذارد اختلافات بین گروهها به تعارض جدی تبدیل شود این خدمات را نمیتوان نادیده گرفت.
در مجموع فقدان آقای هاشمی بر آرای آقای روحانی تاثیر دارد یا خیر؟
تاثیر دارد. اگر روشهای آقای هاشمی تبیین و نظرات ایشان اعمال شود طبیعتا آقای روحانی میتواند از این مساله بهرهمند شود و حتی استفاده بیشتری نسبت به گذشته کند اما اگر آقای روحانی این راه و حرکت را جدی نگیرد و تلاش برای بهبود شرایط را آغاز نکند این نقیصه باعث کاهش محبوبیتش میشود.
آقای روحانی را خیلیها بدیل آقای هاشمی میدانند، آیا او میتواند پرچمدار گفتمان اعتدال در کشور شود؟
خیر، آقای هاشمی شخص خودش بود و من کسی را مشابه او نمیشناسم که بگوییم آقای روحانی یا شخص دیگری مشابه اوست. هر شخصی رفتار، فکر و کردار خودش را دارد. در حقیقت آقای روحانی در مواردی چند همراه، همفکر و همعقیده با آقای هاشمی بوده و همین راه را ادامه میدهد. حالا مواردی هم هست که او راه و روش خودش را ادامه میدهد و جلو میرود اما اینکه میتواند در جایگاه آقای هاشمی قرار بگیرد؟ جواب من این است که همه میتوانند. همه اگر مقداری فروتنی پیشه کنند و از خودشان بیشتر برای مردم مایه بگذارند و حرف گروههای مختلف را بشنوند و آنها را به سمت نوعی وفاق و همدلی ببرند تبدیل به نوعی آقای هاشمی میشوند. آقای هاشمی این جایگاه و موقعیت را ایجاد کرد و به دستش آورد یعنی اکتسابی بود. در واقع اتفاقی افتاد که براساس آن ایشان همه گروههای اجتماعی را برای محوریت خودش به نوعی آماده کرد و این کاری است که هر کس دیگری هم میتواند انجام دهد بنابراین کسب چنین جایگاهی منحصر به آقای هاشمی نیست اما نیاز به وقت گذاشتن و پیگیری دارد.
آقای روحانی همیشه زیرسایه آقای هاشمی بود. آیا بعد از آقای هاشمی میتواند یک چهره مستقلی را از خودش به نمایش بگذارد؟
بله میتواند. آقای روحانی تا به حال از راهنمایی آقای هاشمی استفاده میکرد اما حالا آقای هاشمی دیگر نیست طبیعتا او باید مقداری از راهنمایی و همکاری دوستان دیگر خود بهرهمند شود، در عین حال از آن راهنماییهایی که قبلا از آقای هاشمی دریافت کرد در آینده نیز بهره بگیرد و همانها را ملکه ذهن کند.
همگرایی اصلاحات و اعتدال از این به بعد بیشتر خواهد شد؟
بستگی دارد به گفتوگویی که بین آنها صورت میگیرد. اگر طرفین واقعیتهای اجتماعی را درک کنند و به منافع ملی توجه داشته باشند و در حقیقت دچار خودپسندی نشوند میتوان انتظار داشت که این همگرایی بیشتر بین آنها اتفاق بیفتد.
دیدگاه تان را بنویسید